بحث از سلاح آتشين، توجه به صنعت فلزكاري ديگري را ضروري ميسازد. چون در آن روزها ساخت اشياي مسي، برنجي و مفرغي بهويژه در شهر دينان بلژيك رواج بسيار يافت و كارهاي برنجي به نام اين شهر به ديناندري معروف شد. در دورههاي بعدي نياز روزافزون به فلز براي ساخت توپ جنگي موجب شد تا بسياري از اين شاهكارهاي زيبا نابود شود، بااين همه آنقدر از آنها به جامانده كه گواه قابليت هنري و فني فلزكاران و قالب ريزان سازندهشان باشد.
6 . پيشرفت چاپ در خاور. هنر قديمي چاپ كردن كتاب به جاي نوشتن آن با دست، در چين، كره، و ژاپن به رشد خود ادامه داد. چاپ به آثار ديني و فلسفي منحصر نبود، بلكه تكثير آثار علمي و همچنين اسكناس را نيز شامل ميشد. چاپ باسمهاي در اين دوره به هيچ پيشرفت چشمگيري دست نيافته بود و از اين رو سرگذشت آن بيشتر از لحاظ ادبي جالب است تا فني.
اما درمورد چاپ حروفي كه در نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم در چين اختراع شد، وضع كمي فرق ميكند، چون وانگ چن در سال 1314 جنس حروف را بهتر ساخت. او با حروف چوبي و فلزي آزمايشهاي تازهاي انجام داد و سرانجام براي چاپ كتابش در زمينهٴ كشاورزي از حروف چوبي استفاده كرد. نپذيرفتن حروف فلزي از سوي او احتمالاً به علت مشكلات مربوط به جوهر، يعني نبودن مركب روغني بود. به علاوه، او گارسهٴ گردان را اختراع كرد. اين گارسه براي حروفچيني چيني خيلي اهميت داشت، زيرا حروفچين بايد هميشه هزاران حرف در اختيار خود ميداشت.
با اين كه چاپ در سال 1291م/690 ه ق تا تبريز هم رسيد، در سدهٴ چهاردهم از آن جلوتر نرفت و مورد تبريز در تاريخ چاپ در كشورهاي اسلامي موردي يگانه ماند.1
هنوز هيچ نشانهاي از چاپ در كشورهاي مسيحي، حتي به صورت باسمه وجود نداشت، چه رسد به حروفچيني. اين يكي از عجايب تاريخ است كه مردم خاور دور چاپ حروفي را اختراع كردند و قرنها بهكار بردند، در حالي كه به علت نداشتن خط الفبايي كمتر از همه بدان نياز داشتند و مردم باختر، كه نيازشان به اين اختراع به طور غيرقابل قياسي بيشتر بود، قرنها بعد توانستند آن را دوباره اختراع كنند. بايد فرض كنيم كه نخستين مخترعان و كاركنان چاپ چيني بيشتر به جنبهٴ زيبايي اين اختراع توجه داشتند تا اقتصادي بودن آن كه تا همين اواخر همچنان برايشان به صورت مسئلهاي باقي مانده بود.2